امروز تولد شازده کوچولو -پسرخاله کوچیکه- بود؛ بهش زنگ زدم و تبریک گفتم، هر بار که باهاش ارتباطی میگیرم سعی میکنم از نقطه ی قبلی شروع کنم و با ی صمیمیت زیادی شروع میکنم مکالمه ها رو چون نمیخوام اون فاصله ای که بالاخره میوفته، به این زودیا بیوفته.

بزرگ شده، صداش شبیه صدای پسرای بزرگه و قدش از من بلند تر. وقتی من پونزده ساله بودم و اون 11 ی بار ازش پرسیدم اسم دوستای صمیمیش رو بگه و اول منو گفت :)))))))) الان اون 15 ساله ست و آیا هنوزم بهترین دوستشم؟

من واقعاااا کازین خوبی ام. اینهمه محبت و مهربونی و همدلی رو هرکسی نداره. خیلی خوشبختیه که چنین دخترخاله ای توی خانواده ات داشته باشی. *اموجی خنده

+لولک از شازده کوچولو کوچیک تره راستی. انقدر کوچولو که آدم حسابش نکردم. دیگه «پسرخاله کوچیکه» اون نیست.