با فلفل توی ماشین ما تنها بودیم، دایی و مامان رفته بودن پایین میوه بخرن. جای بدی پارک کرده بودم و برای جا به جایی دنده عقب گرفتم، بچه پنیک کرد و جیغ میزد «بَهی عبق عبق نلووووو، عبق عبق نلووووو» :))))))))))))) خیلی بامزه بود و نمیدونم چرا انقدر زیاد ترسید، سرعتم هم اصلا سرعت نبود، واقعا با آروم ترین حالت ممکن داشتم میرفتم. هر دفعه که یادم میاد بیشتر خنده دار میشه.
+ [ شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۵ ] [ 17:14 ] [ Her ]
|