مامان امسال معاونت گرفته و یعنی پنج روز کار در هفته. الان تقریبا چهار روزه که داره میره که کارا رو راه بندازن و توی این چهار روز ما غذا چی خوردیم؟ تخم مرغ؟ نه تا وقتی که من هستم.
چهار روزه که هر روز دارم ناهار درست میکنم؛ بابا میگه منم به زودی کمک میکنم و نمیذارم مسئولیتش با تو باشه، داداشم هم که دو روزه اومده و خستهست هنوز و زودم میره و مهم تر از همه این که این دو نفر نه آشپزی خوبی بلدن و نه اصا بلدن چیکار میکنن. صد هزار بار میپرسن فلان چیز کجاست. :/
خلاصه که امروز برای اولین بار دارم تهچین درست میکنم؛ غر میزنم و منت هم میگذارم ولی دروغ چرا بدم هم نمیاد. صبحا پا میشم و بدون فکر کردن به چیزی سریع میرم توی آشپرخونه و مغزم حدود یکی دو ساعت دهنم رو سرویس نمیکنه، ولی تصور این که همهش این کارو بکنم آزاردهندهست. فعلا اوکیه ولی این که وظیفهام بشه نه.