خیلی دوست دارم آرایش کنم روزانه، احساس خوبی می‌ده و انگار با خودت مهربون تری. ولی واقعا نمی‌تونم. اصا همه چیز در نظرم پوچه، هنری وقتی دید مو های دستم رو شیو نکرده‌ام تعجب کرد خیلی، قبلا می‌گفتم کنکور دارم و جایی نمی‌رم ولش کن. الان می‌گم خب طبیعیه و اونقدر هم ضخیم نیستن که مشخص باشه ولش کن.

دیروز می‌خواستم اسکین کر کنم و بعد آرایش ولی وقتی رفتم حموم دیگه انرژی‌ای نداشتم. در واقع نهایت کاری که در حال حاضر می‌تونم انجام بدم کارایی‌ان که مربوط به بهداشت و آدمیزاد بودنه نه چیز بیشتری. :|

هنری می‌گه افسرده‌ای، نمی‌دونم ولی فکر نکنم به اون صورت. فقط حوصله ندارم و دلم نمی‌خواد کاری بکنم. وگرنه از لحاظ روانی آنچنان عذاب خالصی ندارم که قبلا داشتم.

فراموش نکنیم که it got better before, it'll get better again و همه چیز درست می‌شه، می‌خوام اضافه کنم که پلت هایلایتر دیور رو هم خیلیییی وقته می‌خوام. خیلی خوشگل و ناز و دخترونه نیست؟ گرونه ولی طبق معمول هر چیزی که می‌خوام. :| کاش مثل بقیه‌ی لوازم آرایشی های خوبم یا از خاله می‌گرفتم یا توی آف زیااااادی می‌تونستم بخرمش.

+بازدید ماهانه وبلاگم در این لحظه سال تولدمه 2007. نازی نازی.