رنج و عذابی بود و بس.
اونقدری غمگینم که الان حاضرم آهنگ «عشق تو خوابی بود و بس» رو گوش کنم و گریه کنم. نه چون یک عشق .. بلکه وقتی هنری ازم پرسید «نمرهی فلان درست بالای نوزده شد؟» دروغی جواب دادم «آره» به تفاوت زیاد و فاصلهی هزاران کیلومتریِ بالای نوزده و ۱۸.۲۵ توی ترازدهی فکر میکنم. عذاب وجدانی چیزی ندارم که بگم حالش رو بد کردهام یا دروغ گفتهام. از این ناراحتم که چرا حتی توی نزدیک ترین دوستیام حس میکنم اگر نمرهم زیاد نباشه یعنی مهم نیستم. ناراحتم از این چارچوبی که خودم خودمو انداختم توش.
+ [ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ ] [ 14:51 ] [ Her ]
|