خاله شایا ی کیف کالوین کلین/کلاین کادو داده به مامان، من از این سمت قضیه عذاب وجدان دارم چون همین تازگی ی کیف از کیفای خودش برداشتم و صد البته دوست نداشتم کادو بده چون اون کیف لاگوست صورتی‌اش که احتمالا لپ تاپم توش جا می‌شه رو می‌خواستم ازش بگیرم. (خواهرزاده‌ی بی‌شرف.) البته هنوز پای تصمیمم مصمم ولی این که کِی رو نمی‌دونم. می‌تونه دستش بمونه تا وقتی رفتم دانشگاه، مشکلی نیست. :))))))))

اصا هر وقت عذاب وجدان گرفتم می‌رم بالای کوهی که نزدیک زمینای شوهرشه و از اون بالا زمین های کشاورزی‌شون که انتهاشون مشخص نیست رو نگاه می‌کنم. همینه که هست، در تمام دنیا یدونه دختر توی این خانواده‌ست اونم من.😒

(حالا جدای وحشی بودن و غارتگری، مام کادو زیاد می‌دیم بهشون.)