اگر توی چند تا چیز در زندگی انرژی زنانه ی بالایی داشته باشم یکیش عطسه کردنه. یعنی عطسه ام تقریبا تفاوتی با یک سرفه ی آرام رو نداره و خیلی ام دوستام میخندیدن به این ویژگی و هی سعی میکردن بهم آموزش بدن که با شدت عطسه کنم؛ تا این که چند وقت پیش موقع امتحان شیمی در حالی که یک پام رو میز بود و با لاتی ترین حالت ممکن نشسته بودم یهو عطسه ام گرفت، اون لحظه قشنگ یادم رفت عطسه کردن چجوریه و نزدیک بود خفه شم، یک صدایی در اوردم ولی عطسه نکردم. :)))))))))))))))))

یعنی توی اون سکوت یهو یک نفر داد زد و بعد هیچی نگفت. :)))))))))))))

بعدش همه داشتن نگام میکردن و تمام تلاش من برای درست کردن وضعیت این بود که پام رو گذاشتم روی زمین. شت واقعا