امشب خونه‌ی مامبزرگ منو لولک تنها نوه‌هایی هستیم که اینجاییم، داداشم و شازده کوچولو نیستن و احساس تنهایی می‌کنم.

یک شلوار جین و یک بلوز صاحاب شدم، وسایل کاشت ناخن خاله شایا رو هم آوردم.

خاله پری فردا برمی‌گرده خونه‌ی خودش توی شهر خودش و شوهرش، دلم براش تنگ میشه، مهر ماه عروسیشه و اگر ساقدوش بخوان گزینه‌ی اولم طبیعتا ( D: ) و برام لباسِ ساقدوشی می‌خرن، باید لاغر بشم واقعا، همه‌ش تصمیم می‌گیرم فردا رژیم بگیرم ولی فرداش خیلی عمل نمی‌کنم. :)))